با احساس تحقیرشدگی کودک چه کنیم؟
فنون رواقیان برای کمک به کودکی که از تمسخر و اهانت رنج میبرد.
گروه سنی: 8 تا 18 سال
مناسب برای: والدین، مربیان، معلمان و متخصصان کودک و نوجوان
“مامان، امروز بچهها به من خندیدند. گفتند قیافهات خندهداره. جلوی همه مسخرهام کردند. من دیگه نمیخوام برم مدرسه.”
برای بسیاری از والدین، شنیدن چنین جملاتی دردناک است. اولین واکنش ممکن است خشم، نگرانی یا میل به دفاع فوری از کودک باشد. بعضی والدین میگویند: “به حرفشان اهمیت نده”، بعضی میگویند: “جوابشان را بده”، و بعضی نیز تلاش میکنند کودک را متقاعد کنند که “اصلاً نباید ناراحت شوی”.
اما میان تجربه یک رفتار آزاردهنده و نحوهای که کودک آن رفتار را در ذهن خود معنا میکند تفاوت مهمی وجود دارد. یکی از سنتهای فلسفی که قرنها پیش به این تفاوت توجه کرده، فلسفه رواقی است.
رواقیان معتقد بودند بسیاری از رنجهای انسان فقط از خود رویدادها ناشی نمیشوند؛ بلکه داوریها، برداشتها و معناهایی که به رویدادها میدهیم، در تجربه هیجانی ما نقش مهمی دارند. اپیکتتوس در انکیریدیون بر این نکته تأکید میکند که در برابر توهین، آنچه ما را برمیآشوبد صرفاً سخن دیگری نیست، بلکه داوری ما درباره آن سخن است. او همچنین توصیه میکند پیش از واکنش، میان “برداشت اولیه” و “داوری نهایی” فاصله ایجاد کنیم.
البته این آموزه نباید به این معنا فهمیده شود که “تمسخر هیچ آسیبی ندارد” یا “اگر کودک ناراحت شده، خودش مقصر است”. پژوهشهای روانشناختی نشان میدهند قربانیشدن توسط همسالان با پریشانی هیجانی و مشکلات درونسازیشده ارتباط دارد و این رابطه میتواند دوطرفه باشد؛ یعنی مشکلات هیجانی نیز گاهی احتمال قربانیشدن را افزایش میدهند.
بنابراین، هدف از استفاده از رواقیگری برای تربیت کودک این نیست که کودک را نسبت به آزار بیتفاوت کنیم؛ هدف این است که به او یاد بدهیم:
“ممکن است کسی با من رفتار بدی داشته باشد، اما من مجبور نیستم هر معنایی را که او به من تحمیل میکند، باور کنم.”
تمسخر چه چیزی را در کودک هدف میگیرد؟
تمسخر معمولاً فقط یک جمله نیست. وقتی کودکی به کودک دیگری میگوید “تو خنگی”، “چه زشتی”، “هیچکس دوستت ندارد” یا “همه از تو بهترند”، در واقع یک ادعا درباره ارزش یا هویت او مطرح میکند.
مشکل از جایی آغاز میشود که کودک این ادعا را از یک حرف بیرونی به یک باور درونی تبدیل کند.
مثلاً:
اتفاق:
یکی از بچهها میگوید: “تو خیلی خنگی.”
برداشت فوری:
“او فکر میکند من خنگم.”
معنای عمیقتر:
“شاید واقعاً خنگ باشم.”
باور هویتی:
“من آدم بیعرضهای هستم.”
در اینجا دیگر فقط یک کودک دیگر چیزی گفته است؛ بلکه آن جمله وارد گفتوگوی درونی کودک شده است.
پژوهشهای مربوط به قربانیشدن توسط همسالان نشان میدهند که نحوه تفسیر و نسبتدادن علت این تجربهها با شیوه مقابله کودکان ارتباط دارد. برای مثال، پژوهش Visconti و همکاران نشان داده است که اسناد و برداشت کودکان درباره علت قربانیشدن میتواند با انتخاب راهبردهای مقابلهای آنان ارتباط داشته باشد.
اینجاست که یکی از آموزههای مهم رواقیان میتواند به زبان کودکانه تبدیل شود:
“هر چیزی که دیگران درباره تو میگویند، واقعیت تو نیست.”
خیابان دوطرفه تمسخر
برای توضیح این مفهوم به کودک میتوان از یک استعاره ساده استفاده کرد:
“تمسخر مثل یک خیابان دوطرفه است.” یک طرف خیابان، حرف دیگری قرار دارد. طرف دیگر، معنایی است که من به آن حرف میدهم. مثلاً کسی میگوید: “تو خیلی دستوپاچلفتی هستی.” این جمله از دهان دیگری خارج شده است. من نمیتوانم جلوی حرفزدن او را بگیرم. اما بعد یک مسیر دوم ایجاد میشود:
“آیا من این حرف را باور میکنم؟”
اگر کودک فوراً نتیجه بگیرد:
“پس من واقعاً دستوپاچلفتی هستم و همه هم همین را میدانند”،
حرف دیگری وارد تصویر ذهنی او از خودش شده است.
اما اگر بتواند بگوید:
“او این را گفته؛ ولی گفتن او دلیل درستبودنش نیست”،
مسیر دوم متوقف میشود.
این دقیقاً همان جایی است که میتوان مفهوم رواقی “داوری” را برای کودک توضیح داد.
اپیکتتوس بر اهمیت “رضایتدادن” یا assent به برداشتها تأکید میکند؛ یعنی انسان میتواند درباره آنچه به ذهنش میآید مکث کند و بسنجد که آیا باید آن را بپذیرد یا نه. در تفسیرهای معاصر از فلسفه اپیکتتوس نیز این توانایی بررسی و ارزیابی برداشتهای ذهنی یکی از محورهای اصلی فلسفه اوست.
پس میتوان به کودک گفت: “مغزت ممکن است اول حرف را بشنود و ناراحت شود؛ اما لازم نیست هر چیزی را که شنیدی، باور کنی.”
تفاوت آسیب جسمی و آزار روانی را به کودک یاد بدهیم
اینجا باید مراقب یک سوءبرداشت باشیم. اگر کسی کودک را هل بدهد یا به او ضربه بزند، آسیب جسمانی ممکن است مستقیماً به بدن وارد شود. در چنین شرایطی نمیتوان به کودک گفت:
“اگر باور نکنی، آسیبی ندیدهای.”
این حرف نادرست و حتی خطرناک است. اما در مورد یک جمله تحقیرآمیز، وضعیت پیچیدهتر است. جمله ممکن است دردناک باشد، اما معنایی که کودک به آن میدهد میتواند شدت و ماندگاری تجربه هیجانی را تغییر دهد.
مثلاً دو کودک را تصور کنید که هر دو جمله یکسانی میشنوند:
“تو خیلی ضعیفی.”
کودک اول فکر میکند:
“چه حرف مسخرهای! او میخواهد من را اذیت کند.”
کودک دوم فکر میکند:
“نکند واقعاً ضعیفم؟ پس شاید هیچکس من را قبول نداشته باشد.”
رویداد بیرونی مشابه است، اما فرایند ذهنی یکسان نیست.
این همان نقطهای است که آموزههای رواقی میتوانند با آموزش تنظیم هیجان و بازنگری شناختی همجهت شوند.
بااینحال، نباید از این اصل نتیجه گرفت که قربانی آزار مسئول آزار است. پژوهشها نشان میدهند تجربههای منفی همسالان میتوانند با اختلال در فرایندهای تنظیم هیجان همراه باشند و در کودکان و نوجوانان پیامدهای روانشناختی قابلتوجهی داشته باشند. بنابراین پیام والد باید دو بخش داشته باشد:
“کاری که او با تو کرده، درست نیست.” و همزمان: “اما او نمیتواند با حرفش تعیین کند تو درباره خودت چه باوری داشته باشی.”
فن اول رواقی: بین اتفاق و داوری فاصله بیندازیم
اپیکتتوس توصیه میکند انسان بلافاصله تحت تأثیر “ظاهر اولیه” قرار نگیرد و برای خود زمان ایجاد کند. این اصل را میتوان به یک تمرین ساده تبدیل کرد:
توقف رواقی
به کودک آموزش دهید وقتی کسی او را مسخره کرد، قبل از پاسخدادن سه مرحله را انجام دهد:
۱. چه اتفاقی افتاد؟
“رامین جلوی بقیه گفت من خنگم.”
۲. ذهن من چه معنایی به آن داد؟
“فکر کردم همه واقعاً من را خنگ میدانند.”
۳. آیا این معنا واقعاً ثابت شده است؟
“نه. فقط رامین این را گفت.”
این سه سؤال فاصلهای کوچک میان محرک و واکنش ایجاد میکند.
همین فاصله کوچک میتواند بسیار مهم باشد.
فن دوم: “آیا این یک واقعیت است یا یک نظر؟”
یکی از بهترین مهارتهایی که والد میتواند به کودک آموزش دهد، تشخیص تفاوت میان واقعیت و نظر دیگران است.
مثلاً:
“تو احمقی.”
از کودک بپرسید:
“این جمله یک واقعیت قابلاندازهگیری است یا نظر یک نفر؟”
یا:
“اگر یک نفر بگوید تو بد هستی، آیا این حرف بهتنهایی ثابت میکند که تو آدم بدی هستی؟”
کودک کمکم یاد میگیرد میان این دو تفاوت بگذارد:
“او گفت من…”
و
“من واقعاً هستم…”
این تفاوت ظریف، از نظر تربیتی بسیار مهم است.
کودک نباید برای ساختن تصویر خود از خویشتن، تمام قدرت را به قضاوت همسالان واگذار کند.
فن سوم: “آیا این حرف ارزش پذیرش دارد؟”
رواقیان صرفاً نمیگفتند هر چیزی را نادیده بگیر؛ بلکه مسئله اصلی، ارزیابی داوریها بود.
پس به جای اینکه والد بگوید:
“به حرفش اهمیت نده”،
بهتر است بپرسد:
“آیا چیزی که گفته، ارزش باورکردن دارد؟ چرا؟”
مثلاً:
“دوستت گفته تو در فوتبال خیلی بدی. آیا او متخصص فوتبال است؟ آیا ممکن است یک نظر شخصی باشد؟ آیا یک اشتباه در فوتبال مساوی است با اینکه تو آدم بیاستعدادی هستی؟”
این گفتوگو کودک را از حالت دفاعی خارج میکند و به سمت ارزیابی شناختی میبرد.
فن چهارم: دکمه کنترل
یکی از بنیادیترین ایدههای رواقی، تفکیک چیزهایی است که در اختیار ما هستند از چیزهایی که در اختیار ما نیستند. برای کودک میتوان این مفهوم را با “دکمه کنترل” توضیح داد.
در کنترل من:
- اینکه چه فکری را باور کنم؛
- اینکه چگونه پاسخ بدهم؛
- اینکه از چه کسی کمک بخواهم؛
- اینکه آیا مقابله کنم یا از موقعیت دور شوم؛
- اینکه درباره خودم چه باوری بسازم.
خارج از کنترل من:
- اینکه دیگران چه فکری میکنند؛
- اینکه یک نفر چه چیزی میگوید؛
- اینکه آیا همه مرا دوست دارند یا نه؛
- اینکه یک نفر تصمیم بگیرد مسخره کند یا نکند.
سؤال طلایی:
“الان انرژیات را روی کدام قسمت گذاشتهای؟ چیزی که کنترلش میکنی یا چیزی که کنترلش نمیکنی؟”
فن پنجم: به کودک اجازه بدهید پاسخ ندهد
گاهی تصور میکنیم کودک باید حتماً جواب توهین را بدهد تا ضعیف به نظر نرسد.
اما یکی از مهمترین درسهای خودکنترلی این است:
هر تحریک، الزاماً پاسخ نمیخواهد.
کودک میتواند بگوید:
“این حرفت درست نیست.”
یا:
“من دوست ندارم اینطوری با من حرف بزنی.”
یا حتی در موقعیتی که ادامه تعامل سودی ندارد، از آنجا فاصله بگیرد و به یک بزرگسال مسئول اطلاع دهد.
هدف این نیست که کودک همیشه سکوت کند. هدف این است که پاسخ او انتخابشده باشد، نه واکنشی و اجباری.
پژوهش درباره راهبردهای مقابلهای کودکان نیز نشان داده است که هیچ راهبرد واحدی برای همه موقعیتهای قربانیشدن بهترین نیست و اثر راهبردها به شرایط و ویژگیهای کودک و موقعیت بستگی دارد.
فن ششم: “نظر دیگران، مالک من نیست”
کودکی که دائماً به تأیید دیگران وابسته است، با هر تمسخر ممکن است احساس کند بخشی از ارزشش را از دست داده است.
والد میتواند به کودک کمک کند ارزشمندی خود را بر مجموعهای از ویژگیهای درونی و رفتارهای انتخابی بنا کند:
“من میتوانم مهربان باشم.”
“میتوانم تلاش کنم.”
“میتوانم اشتباهم را اصلاح کنم.”
“میتوانم دوست خوبی باشم.”
“میتوانم کاری را که درست میدانم انجام دهم، حتی اگر همه تشویقم نکنند.”
در اینجا کودک از “ارزشمندی وابسته به تأیید دیگران” به سمت “ارزشمندی مبتنی بر شخصیت و عمل” حرکت میکند.
این ایده با تأکید رواقیان بر تمرکز بر امور در اختیار انسان سازگار است.
فن هفتم: تمرین “اگر درست نباشد چه؟”
گاهی کودک یک توهین را بهصورت حقیقت قطعی تجربه میکند.
مثلاً:
“همه من را مسخره میکنند.”
از او نپرسید:
“نه، اینطور نیست!”
بلکه بپرسید:
“واقعاً همه؟”
“یک نفر یا چند نفر؟”
“آیا کسی هست که چنین فکری درباره تو نداشته باشد؟”
“آیا این اتفاق همیشه رخ میدهد یا امروز رخ داده است؟”
این روش به کودک کمک میکند کلمات مطلقی مانند “همه”، “هیچکس”، “همیشه” و “هیچوقت” را بررسی کند.
هدف، مثبتاندیشی اجباری نیست؛ هدف دقیقتر فکر کردن است.
فن هشتم: شخصیت فرد توهینکننده را از ارزش کودک جدا کنیم
یکی از پرسشهای مفید این است:
“این حرف بیشتر درباره تو چه میگوید یا درباره کسی که آن را گفته؟”
البته نباید برای هر فرد توهینکننده یک تشخیص روانشناختی بسازیم. اما کودک میتواند یاد بگیرد که رفتار دیگران همیشه بازتاب ارزش واقعی او نیست. ممکن است فردی از روی حسادت، میل به جلب توجه، فشار گروه همسالان، شوخی نامناسب یا ضعف در مهارت اجتماعی دیگری را مسخره کند. پس:
“او من را مسخره کرد” لزوماً به معنای “من شایسته تمسخر هستم” نیست.
این تفکیک برای جلوگیری از درونیشدن تحقیر بسیار مهم است.
فن نهم: رواقیگری به معنای تحمل آزار نیست
این شاید مهمترین بخش مقاله باشد. گاهی والدین از آموزههایی مانند “به حرف دیگران اهمیت نده” استفاده میکنند تا کودک را وادار کنند شرایط نامناسب را تحمل کند. این برداشت با هدف تربیتی موردنظر ما سازگار نیست.
اگر تمسخر:
- مکرر است؛
- گروهی و سازمانیافته است؛
- تهدیدآمیز است؛
- کودک را از رفتن به مدرسه بازمیدارد؛
- باعث ترس شدید یا انزوای اجتماعی شده؛
- در فضای مجازی ادامه پیدا میکند؛
- یا همراه با آزار جسمی است،
مسئله دیگر صرفاً “تغییر نگرش کودک” نیست. در چنین شرایطی بزرگسالان باید وارد عمل شوند.
پژوهشهای طولی و فراتحلیلها نشان دادهاند که قربانیشدن توسط همسالان با مشکلات درونسازیشده و پریشانی روانشناختی ارتباط دارد و تکرار و استمرار این تجربهها اهمیت ویژهای دارد. بنابراین، یک اصل تربیتی مهم این است که به کودک یاد بدهیم در برابر توهین، ذهنش را از دست ندهد؛ اما همزمان به بزرگسالان مسئول یاد بدهیم که آزار را متوقف کنند.
والد چه بگوید؟
وقتی کودک با گریه میگوید:
“امروز مسخرهام کردند.”
به جای:
“ولش کن، به حرف مردم اهمیت نده.”
میتوان گفت:
“میفهمم که حرفشان ناراحتت کرده. اول بگو دقیقاً چه اتفاقی افتاد.”
بعد:
“حرفی که او زد یک چیز است و واقعیت درباره تو چیز دیگری. بیایید ببینیم حرف او نظر بود یا واقعیت.”
سپس:
“تو نمیتوانی انتخاب کنی او چه میگوید، اما میتوانی انتخاب کنی حرف او را باور کنی یا نه و چطور جواب بدهی.”
و در پایان:
“اگر کسی عمداً و مرتب تو را اذیت میکند، این وظیفه تو نیست که بهتنهایی تحملش کنی. من کنارت هستم و برای متوقفکردن این رفتار کمک میکنم.”
این چهار مرحله پیام مهمی را منتقل میکند:
احساس تو معتبر است.
رفتار او قابل قبول نیست.
اما نظر او مالک ذهن تو نیست.
و تو مجبور نیستی با آزار بهتنهایی مقابله کنی.
یک تمرین رواقی برای خانه
والد میتواند شبها یک موقعیت کوچک را با کودک مرور کند.
موقعیت
“امروز کسی گفت نقاشی تو خیلی بد است.”
مرحله اول: واقعیت
“چه چیزی دقیقاً اتفاق افتاد؟”
مرحله دوم: احساس
“چه احساسی پیدا کردی؟”
مرحله سوم: برداشت
“ذهن تو درباره آن چه گفت؟”
مثلاً:
“من استعداد ندارم.”
مرحله چهارم: بررسی
“آیا این یک واقعیت است یا یک نظر؟”
مرحله پنجم: انتخاب
“اگر بخواهی مثل یک فیلسوف رواقی رفتار کنی، چه فکری را انتخاب میکنی؟”
مثلاً:
“ممکن است نقاشی من عالی نباشد، اما نظر یک نفر تعیین نمیکند من چه ارزشی دارم.”
مرحله ششم: عمل
“حالا چه کاری میتوانی انجام بدهی؟”
“نقاشی را ادامه بدهم.”
این تمرین به کودک یاد میدهد که هدف، حذف احساس نیست؛ بلکه تبدیلشدن از قربانی منفعل یک برداشت به صاحب انتخابهای ذهنی و رفتاری خود است.
یک نکته ظریف: کودک نباید احساسش را انکار کند
رواقیگری را نباید با بیاحساسی اشتباه گرفت.
هدف این نیست که کودک بگوید:
“من اصلاً ناراحت نیستم.”
در حالی که واقعاً ناراحت است.
هدف این است که بتواند بگوید:
“من ناراحت شدم، اما ناراحتی من به این معنا نیست که حرف او درست است.”
این تفاوت بسیار مهم است.
تنظیم هیجان به معنای حذف هیجان نیست؛ بلکه یعنی فرد بتواند هیجان را تجربه کند و در عین حال رفتار و تفسیر خود را مدیریت کند.
پژوهشهای مربوط به تجربههای منفی همسالان نیز نشان میدهند که این تجربهها با فرایندهای تنظیم هیجان ارتباط دارند و میتوانند رشد این مهارتها را دشوارتر کنند.
سه جمله رواقی که میتوان به کودک یاد داد
در نهایت میتوان فلسفه پیچیده رواقیان را به سه جمله ساده تبدیل کرد:
۱. “هر چیزی که میشنوم، واقعیت نیست.”
ممکن است دیگران درباره من نظر بدهند؛ اما نظر آنها خودبهخود تبدیل به حقیقت نمیشود.
۲. “من انتخاب میکنم چه چیزی را باور کنم.”
من نمیتوانم دهان دیگران را کنترل کنم، اما میتوانم درباره پذیرش حرف آنها فکر کنم.
۳. “من مسئول پاسخ خودم هستم.”
ممکن است کسی رفتار بدی داشته باشد؛ اما من مجبور نیستم با رفتار بد پاسخ بدهم.
این سه جمله، در حقیقت نسخه کودکانهای از یکی از مهمترین ایدههای رواقی است: تمایز میان آنچه بیرون از کنترل ماست و آنچه در اختیار ماست.
جمعبندی
کودکانی که مورد تمسخر یا تحقیر قرار میگیرند، به چیزی بیش از جمله “به حرفشان اهمیت نده” نیاز دارند.
آنها باید یاد بگیرند که میان اتفاق، برداشت و باور تفاوت بگذارند.
کسی ممکن است بگوید:
“تو بیعرضهای.”
اما میان این جمله و تبدیلشدن آن به باور “من بیعرضهام” یک مرحله مهم وجود دارد: داوری کودک درباره آن جمله.
رواقیان قرنها پیش به همین نقطه توجه کرده بودند. اپیکتتوس در مواجهه با توهین بر اهمیت داوری و ایجاد فاصله میان برداشت اولیه و واکنش تأکید میکند، و مارکوس اورلیوس نیز بارها بر این ایده تأکید دارد که داوری انسان درباره یک رویداد خارجی میتواند در تجربه رنج او نقش داشته باشد.
اما روانشناسی معاصر یک اصلاح ضروری به این آموزه اضافه میکند: تمسخر و قربانیشدن را نباید کوچک شمرد. پژوهشها نشان میدهند تجربه مکرر قربانیشدن توسط همسالان میتواند با پیامدهای هیجانی و روانشناختی همراه باشد.
پس پیام درست برای کودک نه این است که:
“هیچکس نمیتواند تو را ناراحت کند.”
و نه این است که:
“اگر ناراحت شدی، خودت مقصری.”
پیام درست این است: “ممکن است حرف دیگران تو را ناراحت کند. احساس تو واقعی است. اما حرف آنها نباید تبدیل به باور تو درباره خودت شود. تو میتوانی مکث کنی، فکر کنی، تصمیم بگیری و اگر کسی به تو آسیب میزند، از بزرگسالان کمک بگیری.”
شاید این یکی از ارزشمندترین درسهایی باشد که میتوان از رواقیان برای تربیت کودکان امروز گرفت:
دیگران همیشه در انتخاب رفتارشان آزادند؛ اما نباید به آنها اجازه بدهیم مالک قضاوت ما درباره خودمان شوند.
محسن شعبانی
منابع
- Christina, S., Magson, N. R., Kakar, V., & Rapee, R. M. (2021). The bidirectional relationships between peer victimization and internalizing problems in school-aged children: An updated systematic review and meta-analysis. Clinical Psychology Review, 85, 101979.
- Epictetus. Enchiridion, Chapter 20. Translation by George Long. Perseus Digital Library.
- Epictetus. Enchiridion. See also the scholarly overview of Epictetus’s philosophy and the concept of assent in the Stanford Encyclopedia of Philosophy.
- Herd, T., & Kim-Spoon, J. (2021). A systematic review of associations between adverse peer experiences and emotion regulation in adolescence. Clinical Child and Family Psychology Review, 24, 141–163.
- Kochenderfer-Ladd, B., & Skinner, K. (2002). Children’s coping strategies: Moderators of the effects of peer victimization? Developmental Psychology, 38(2), 267–278.
- Reijntjes, A., Kamphuis, J. H., Prinzie, P., & Telch, M. J. (2010). Peer victimization and internalizing problems in children: A meta-analysis of longitudinal studies. Child Abuse & Neglect, 34(4), 244–252.
- Visconti, K. J., Sechler, C. M., & Kochenderfer-Ladd, B. (2013). Coping with peer victimization: The role of children’s attributions. School Psychology Quarterly, 28(2), 122–140.
- Wu, L., Zhang, D., Su, Z., & Hu, T. (2015). Peer victimization among children and adolescents: A meta-analytic review of links to emotional maladjustment. Clinical Pediatrics, 54(10), 941–955.
- Marcus Aurelius. Meditations, Book 8, section 47.
- Rutherford, R. B. (1991). The Meditations of Marcus Aurelius: A Study. Oxford University Press.
نظراات کاربران
نوشتههای تازه
- روانشناسی اخلاق؛ مطالعه ذهن و رفتار اخلاقی انسان
- لاروشفوکو؛ کاوشگر انگیزههای پنهان انسان
- آموزش انعطافپذیری روانشناختی به کودکان ۶ تا ۱۴ سال؛ چگونه کودکی گشوده به تغییر و استوار بر ارزشها پرورش دهیم؟
- وقتی کودک همکاری نمیکند؛ چگونه با کودکی که در همکاری مشکل دارد برخورد کنیم؟
- با احساس تحقیرشدگی کودک چه کنیم؟
-
مجموعه کتابهای زندگی خوب (16 جلد)
4,460,000تومانقیمت اصلی: 4,460,000تومان بود.3,568,000تومانقیمت فعلی: 3,568,000تومان. -
کتاب «شادمانی گوشه ندارد» - شادمانی و رضایت
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «حالا نوبت تو است» - احترام و ادب
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «من مهم هستم» - مسئولیتپذیری
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «من شبیه خودم هستم» - خودآگاهی و خودشناسی
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان.