لاروشفوکو؛ کاوشگر انگیزههای پنهان انسان
گاهی تصور میکنیم خودمان را بهتر از هر کس دیگری میشناسیم. میدانیم چرا از کسی خوشمان میآید، چرا از دیگری ناراحت میشویم، چرا به دوستی کمک میکنیم، چرا از موفقیت فردی خوشحال میشویم یا چرا از رفتار کسی انتقاد میکنیم. اما اگر همیشه دلیل رفتارهایمان همان چیزی نباشد که به خودمان میگوییم چه؟
اگر به دوستی کمک میکنیم، آیا فقط از سر نوعدوستی است؟ اگر از موفقیت او خوشحال میشویم، آیا هیچ سهمی از این شادی به احساس ارزشمندی خودمان مربوط نیست؟ اگر از رفتار اخلاقی کسی تعریف میکنیم، آیا ممکن است تحسین ما با میل به تأیید شدن، تصویر مطلوبی که از خود داریم یا حتی منافع شخصیمان درآمیخته باشد؟
فرانسوا دو لاروشفوکو، نویسنده و اخلاقنویس فرانسوی قرن هفدهم، بخش بزرگی از آثار خود را صرف همین پرسشها کرد.
او در کتاب مشهور خود، تأملات، یا جملات و حداکثرهای اخلاقی، که نخستین بار در سال ۱۶۶۵ منتشر شد، به سراغ انگیزههایی رفت که پشت رفتارهای ظاهراً اخلاقی، عاشقانه، دوستانه و نوعدوستانه انسان قرار دارند.
لاروشفوکو قرار نیست به ما بگوید که انسان همیشه بدخواه، خودخواه یا ریاکار است. مسئله پیچیدهتر از این است. اهمیت او در این است که ما را وادار میکند درباره تصویری که از انگیزههای خودمان داریم، کمی محتاطتر باشیم.
لاروشفوکو چه کسی بود؟
فرانسوا دو لاروشفوکو (François de La Rochefoucauld) در سال ۱۶۱۳ در فرانسه متولد شد و در سال ۱۶۸۰ درگذشت. او به خاندان اشرافی تعلق داشت و بخش مهمی از زندگیاش در فضای سیاسی، اجتماعی و درباری فرانسه گذشت؛ فضایی که در آن جاهطلبی، اعتبار اجتماعی، قدرت، رقابت و مناسبات پیچیده انسانی حضور پررنگی داشتند.
فرانسوا دو لاروشفوکو (1613–1680) نویسنده، اخلاقنویس و اندیشمند فرانسوی سده هفدهم بود که در خانوادهای اشرافی و صاحبنفوذ به دنیا آمد. او به طبقهای از اشراف تعلق داشت که در ساختار سیاسی و اجتماعی فرانسه جایگاهی مهم داشتند و از نزدیک با دربار، سیاست و مناسبات قدرت درگیر بودند. لاروشفوکو در جوانی در امور سیاسی و نظامی مشارکت داشت و در جریان کشمکشهای سیاسی فرانسه، از جمله شورشهای موسوم به «فروند»، نقش ایفا کرد و مدتی نیز با پیامدهای سیاسی این فعالیتها روبهرو شد.
پس از فاصله گرفتن از فعالیت سیاسی، بخش مهمی از زندگی خود را در محافل ادبی و اجتماعی پاریس گذراند؛ محافلی که گفتوگو درباره اخلاق، رفتار انسان، عشق، فضیلت، شهرت و مناسبات اجتماعی در آنها اهمیت داشت. همین تجربه نزدیک با زندگی اشرافی و مناسبات قدرت، در نگاه تیزبین و گاه بدبینانه او به انگیزههای انسانی تأثیر گذاشت.
او برخلاف فیلسوفانی که یک دستگاه فلسفی منظم بنا میکنند، بیشتر به مشاهده و توصیف رفتار انسان علاقه داشت. ابزار او نیز اغلب جملههایی کوتاه، فشرده و گاه paradoxical بود؛ جملههایی که خواننده را مجبور میکنند لحظهای مکث کند و درباره انگیزههای خودش فکر کند.
کتاب مشهور او با عنوان فرانسوی Réflexions ou sentences et maximes morales نخستین بار در ۱۶۶۵ منتشر شد و در چاپهای بعدی بارها بازبینی شد. چاپ ۱۶۷۸، پنجمین چاپ، آخرین نسخهای بود که در زمان حیات او منتشر شد و شامل ۵۰۴ مَکسیم بود؛ برخی جملههایی که در چاپهای قبلی آمده بودند نیز بعداً توسط خود او حذف شدند. این نکته مهم است، زیرا “تأملات لاروشفوکو” مجموعهای ثابت و یکباره نوشتهشده نیست؛ متن در طول سالها دستخوش تغییر و حذف و اصلاح شد.
چرا لاروشفوکو هنوز خواندنی است؟
بیش از سه قرن از انتشار تأملات گذشته است، اما پرسش لاروشفوکو همچنان آشناست:
آیا ما واقعاً از انگیزههای خودمان آگاهیم؟
یکی از مشهورترین مفاهیم در اندیشه او amour-propre است که معمولاً با تعابیری مانند “خوددوستی”، “حب نفس” یا “خودخواهی” ترجمه میشود. البته هیچیک از این معادلها تمام ظرافت مفهوم فرانسوی را بهتنهایی منتقل نمیکنند.
لاروشفوکو معتقد بود انسان در بسیاری از رفتارهایش تحت تأثیر این نیروی درونی قرار دارد؛ نیرویی که میتواند میل به تأیید، حفظ تصویر مطلوب از خود، منفعت، اعتبار، قدرت و احساس برتری را در رفتار ما وارد کند.
در نسخه اولیه اثر، که بعدها بخشهایی از آن توسط خود لاروشفوکو کنار گذاشته شد، amour-propre تقریباً بهعنوان نیرویی بسیار پیچیده و پنهان توصیف میشود که حتی ممکن است از چشم خود فرد نیز پنهان بماند.
این نکته یکی از جذابترین وجوه اندیشه اوست:
ممکن است انسان فقط دیگران را فریب ندهد؛ ممکن است در مورد انگیزههای خودش نیز دچار خطا شود.
ما همیشه خودمان را نمیشناسیم
یکی از پیشفرضهای رایج درباره اخلاق این است که اگر از کسی بپرسیم “چرا این کار را کردی؟”، او میتواند دلیل واقعی رفتارش را به ما بگوید. لاروشفوکو به این فرض بدبین است. برای مثال، فردی را تصور کنید که به همکارش کمک میکند. او میگوید: “من فقط میخواستم کمکش کنم.” ممکن است واقعاً همینطور باشد.
اما لاروشفوکو ما را دعوت میکند که پرسشهای دیگری هم مطرح کنیم: آیا از اینکه فردی قابل اعتماد به نظر برسیم لذت میبریم؟ آیا دوست داریم دیگران ما را فردی سخاوتمند بدانند؟ آیا انتظار داریم روزی همین کمک به خودمان برگردد؟
آیا کمک کردن به دیگری احساس ارزشمندی ما را افزایش میدهد؟ آیا همه این انگیزهها ممکن است همزمان وجود داشته باشند؟ در اینجا لاروشفوکو الزاماً نمیگوید انگیزه نخستین “دروغ” است. او بیشتر ما را نسبت به پیچیدگی انگیزههای انسانی حساس میکند. ممکن است یک رفتار واقعاً به دیگری کمک کند و در عین حال برای خود ما نیز سود روانی یا اجتماعی داشته باشد.
پس مسئله لزوماً این نیست که: “یا انسان خیرخواه است یا خودخواه.” ممکن است پاسخ این باشد: “انگیزههای انسان میتوانند چندلایه باشند.”
فضیلت؛ همیشه آنقدر که فکر میکنیم خالص نیست
یکی از مهمترین کارهای لاروشفوکو بررسی فضایل انسانی است. او بارها به سراغ رفتارهایی میرود که در نگاه نخست اخلاقی به نظر میرسند و میپرسد چه انگیزههای دیگری ممکن است در پشت آنها قرار داشته باشند. برای نمونه، شجاعت ممکن است با میل به شهرت همراه شود. سخاوت ممکن است با میل به تحسین شدن همراه باشد. بخشش ممکن است گاهی با تمایل به حفظ تصویر فردی بزرگوار از خود همراه شود. حتی تواضع نیز ممکن است در شرایطی راهی برای جلب تحسین باشد.
در پژوهشهای فلسفی معاصر درباره لاروشفوکو نیز بر همین ویژگی تأکید شده است: او بارها رفتارهایی را که معمولاً فضیلت تلقی میشوند، به انگیزههایی مانند منفعت شخصی، غرور، شهرت، خوددوستی یا شور و هیجان نسبت میدهد. اما اینجا باید مراقب یک سوءتفاهم باشیم. لاروشفوکو نمیگوید: “هیچ فضیلتی وجود ندارد.” یا: “هر کار خوبی که انجام میدهیم حتماً از روی خودخواهی است.”
دقیقتر آن است که بگوییم او به ما هشدار میدهد که رفتار ظاهراً اخلاقی و انگیزه اخلاقی را یکی نگیریم. ممکن است رفتار خوب باشد، اما انگیزههای فرد برای انجام آن کاملاً پاک و یکدست نباشد. این تمایز هنوز هم برای فهم رفتار انسان اهمیت دارد.
خوددوستی چگونه واقعیت را تغییر میدهد؟
یکی از ایدههای جالب لاروشفوکو این است که انسان فقط بر اساس منافعش رفتار نمیکند؛ بلکه گاهی برداشت خود از واقعیت را نیز مطابق با منافع و احساساتش تغییر میدهد. تصور کنید با فردی اختلاف پیدا کردهاید. وقتی رابطه خوب است، اشتباههای او را کوچک میبینید: “خب، همه ممکنه اشتباه کنن.” اما وقتی از او ناراحت هستید، همان رفتار ممکن است برایتان نشانه بیاحترامی، خودخواهی یا بیملاحظگی به نظر برسد. اگر دوباره رابطه خوب شود، ممکن است همان رفتار را طور دیگری تفسیر کنید.
لاروشفوکو این تغییر نگاه را به قدرت amour-propre و عواطف نسبت میدهد. در متنهای او نمونههایی وجود دارد که نشان میدهد وقتی کسی علیه ماست، عیبهایش در نظرمان بزرگتر و فضایلش کمرنگتر میشود؛ و هنگامی که با ما همراه میشود، قضاوت ما درباره او میتواند تغییر کند.
این ایده را میتوان به زبان امروزی چنین خلاصه کرد:
ما همیشه واقعیت را فقط مشاهده نمیکنیم؛ گاهی خودِ انگیزهها و عواطفمان در نحوه دیدن واقعیت دخالت میکنند.
البته این تعبیر، ترجمهای امروزی از اندیشه لاروشفوکو است و نباید آن را نظریهای روانشناختی به معنای امروز دانست.
عشق؛ یکی از آزمایشگاههای لاروشفوکو
عشق نیز از موضوعات مهم در تأملات است. لاروشفوکو علاقه دارد نشان دهد که عشق فقط درباره معشوق نیست؛ درباره خودِ عاشق نیز هست. انسان ممکن است تصور کند تمام توجهش معطوف به دیگری است، اما در همین رابطه ممکن است نیازهای خودش، ترسهایش، میل به مالکیت، نیاز به تأیید یا تصویر ذهنیاش از خودش نیز حضور داشته باشند.
پژوهشهای تاریخی درباره مفهوم amour-propre در آثار لاروشفوکو نیز نشان میدهند که او از این مفهوم برای تحلیل روابط عاشقانه، دوستی و حتی چگونگی فهم ما از دیگران استفاده میکرد. این نگاه، عشق را بیارزش نمیکند. برعکس، شاید پرسش مهمتری پیش روی ما بگذارد:
آیا من دیگری را همانطور که هست میبینم، یا بخشی از تصویری را که از خودم و نیازهایم دارم روی او میاندازم؟
لاروشفوکو روانشناس نبود
ممکن است بعد از خواندن برخی از جملههای لاروشفوکو احساس کنیم او روانشناسی مدرن است که سه قرن زودتر از زمان خود به دنیا آمده است. این تعبیر جذاب است، اما دقیق نیست. لاروشفوکو در قرن هفدهم مینوشت و نه به روشهای تجربی روانشناسی امروز دسترسی داشت و نه نظریههای او بر اساس پژوهشهای آزمایشگاهی معاصر شکل گرفته بودند.
پژوهشهای جدید نیز نشان میدهند که اندیشه او را باید در زمینه تاریخی و فکری زمان خودش فهمید؛ از جمله در ارتباط با سنت اخلاقنویسی فرانسوی، اندیشه آگوستینی، فرهنگ درباری و مباحث مربوط به خوددوستی و منفعت شخصی. پس بهتر است بگوییم:
لاروشفوکو یک مشاهدهگر و تحلیلگر تیزبینِ انگیزههای انسانی بود، نه روانشناس تجربی به معنای امروزی.
این تمایز اهمیت دارد، زیرا بعضی از ادعاهای او را نمیتوان صرفاً به دلیل جذابیت و تیزبینیشان، حقیقت علمی قطعی دانست.
آیا لاروشفوکو بیش از حد بدبین است؟
این یکی از پرسشهای مهم درباره اوست. وقتی برای اولین بار کتاب تأملات لاروشفوکو را میخوانیم، ممکن است احساس کنیم لاروشفوکو تقریباً هر رفتار خوب انسانی را به انگیزهای خودخواهانه برمیگرداند. اگر کمک میکنیم، خوددوستی در کار است. اگر میبخشیم، شاید غرور باشد. اگر سخاوتمندیم، شاید میل به تحسین باشد. اگر متواضعیم، شاید میخواهیم متواضع به نظر برسیم. اگر عاشقیم، شاید بیش از آنکه دیگری را دوست داشته باشیم، خودمان و نیازهایمان را دنبال میکنیم.
از این زاویه، ممکن است لاروشفوکو بدبین به نظر برسد. اما در عین حال، تاریخ اندیشه درباره او نشان میدهد که تفسیر “همهچیز خودخواهی است” بیش از حد سادهکننده است. پژوهشگران درباره رابطه میان خوددوستی، منفعت شخصی و فضیلت در آثار او بحث کردهاند و نشان دادهاند که مفهوم amour-propre در اندیشه لاروشفوکو همیشه معنایی یکدست و ساده ندارد.
بنابراین شاید بهتر باشد او را نه “فیلسوف بدبینی” بلکه منتقد سادهلوحی ما درباره خودمان بدانیم. او از ما میخواهد به توضیحاتی که درباره خودمان میدهیم، با کمی شک و دقت نگاه کنیم.
ارزش لاروشفوکو برای زندگی امروز چیست؟
اگر بخواهیم اندیشه لاروشفوکو را به زندگی روزمره بیاوریم، شاید یکی از مهمترین درسهای او این باشد:
هر وقت درباره انگیزه خودمان مطمئنیم، یک بار دیگر از خودمان سؤال کنیم.
چرا اینقدر از موفقیت آن فرد ناراحت شدم؟ چرا از اینکه دوستم از من تعریف کرد اینقدر خوشحال شدم؟ چرا وقتی کسی از من انتقاد کرد، بیشتر از خودِ انتقاد، ناراحت شدم؟ چرا کمک کردن به این فرد برایم اینقدر مهم است؟ چرا دوست دارم دیگران بدانند که من این کار را انجام دادهام؟ چرا از یک رفتار در دیگری متنفرم، اما همان رفتار را در خودم توجیه میکنم؟
این پرسشها الزاماً ما را به نتیجهای تلخ نمیرسانند. ممکن است متوجه شویم انگیزهمان واقعاً نوعدوستانه بوده است. اما ممکن است متوجه شویم انگیزهمان ترکیبی بوده است. و همین کشف میتواند ارزشمند باشد.
لاروشفوکو و شناخت خود
در نگاه نخست، به نظر میرسد لاروشفوکو درباره “دیگران” حرف میزند. اما خواندن جدی او در نهایت ما را به خودمان برمیگرداند. وقتی درباره غرور دیگران میخوانیم، ممکن است کسی به ذهنمان بیاید. وقتی درباره حسادت میخوانیم، ممکن است به رفتار یک دوست فکر کنیم. وقتی درباره خوددوستی میخوانیم، ممکن است شریک عاطفی یا همکارمان را به یاد بیاوریم.
اما پرسش دشوارتر این است:
اگر این جمله درباره من باشد چه؟
لاروشفوکو در مقدمه اثر خود نیز به همین مقاومت انسان در برابر شناخت خویش توجه دارد. او کتابش را نوعی تصویر از قلب انسان معرفی میکند و میداند که چنین تصویری ممکن است برای همه خوشایند نباشد؛ زیرا انسان همیشه علاقه ندارد با بخشهایی از خود که ترجیح میدهد نبیند، مواجه شود.
از این منظر، خواندن لاروشفوکو میتواند نوعی تمرین خودکاوی باشد. نه خودکاویای که الزاماً به خودسرزنشگری منجر شود؛ بلکه تلاشی برای دیدن پیچیدگی انگیزههای خود.
از “من آدم خوبی هستم” تا “چرا این کار را میکنم؟”
شاید یکی از تفاوتهای مهم میان خودشناسی سطحی و خودشناسی عمیق همین باشد. در خودشناسی سطحی میپرسیم: “من چه جور آدمی هستم؟” مهربانم؟ سخاوتمندم؟ وفادارم؟ باهوشم؟ خودخواه نیستم؟ اما پرسش لاروشفوکویی میتواند متفاوت باشد:
“وقتی این رفتار را انجام میدهم، چه چیزهایی در من فعال میشوند؟”
این پرسش کمتر به برچسب شخصیت و بیشتر به فرایند توجه دارد. ممکن است آدمی معمولاً سخاوتمند باشد، اما در موقعیتی خاص از سخاوت خود برای جلب تحسین استفاده کند. ممکن است فردی واقعاً دوست خوبی باشد، اما در یک موقعیت خاص از دوستی خود انتظار جبران داشته باشد. ممکن است کسی حقیقتاً عاشق باشد و همزمان نیازمند تأیید نیز باشد. انسان لازم نیست یک انگیزه واحد داشته باشد.
شاید یکی از مهمترین درسهای لاروشفوکو همین پذیرش پیچیدگی انسان باشد.
“تأملات لاروشفوکو”؛ کتابی برای خواندن آهسته
تأملات لاروشفوکو از آن دسته کتابهایی نیست که لازم باشد آن را یکنفس بخوانیم. ساختار جملههای کوتاه آن اتفاقاً امکان دیگری ایجاد میکند: خواندن، مکث کردن و بازگشتن به خود. یک جمله ممکن است در نگاه اول درباره “دیگران” به نظر برسد. اما اگر کمی بیشتر در آن بمانیم، شاید متوجه شویم که خودمان نیز از همان الگوها مستثنا نیستیم.
از همین رو، نسخه فارسی “تأملات لاروشفوکو” که به همت نیکمان منتشر شده است میتواند برای خواننده فارسیزبان فرصتی باشد تا با یکی از آثار مهم سنت اخلاقنویسی اروپایی آشنا شود؛ اثری که بیش از آنکه مجموعهای از پندهای اخلاقی باشد، خواننده را به مشاهده دقیقتر انگیزههای انسانی دعوت میکند.
خواندن لاروشفوکو قرار نیست به ما یاد بدهد که به همه بدبین باشیم. قرار نیست هر رفتار محبتآمیز را ریاکاری بدانیم. قرار نیست نتیجه بگیریم که انسان موجودی خودخواه است و فضیلت توهمی بیش نیست. بلکه بهتر است از او یک مهارت بگیریم:
هرگاه درباره انگیزهای انسانی بیش از حد مطمئن بودیم، کمی مکث کنیم.
شاید در پشت یک رفتار، بیش از یک انگیزه وجود داشته باشد. شاید تصویری که از خودمان داریم، کامل نباشد. و شاید خودشناسی دقیقتر، از جایی شروع شود که بتوانیم بپذیریم:
انسان همیشه بهترین مفسر انگیزههای خودش نیست.
لاروشفوکو؛ آینهای نه چندان راحت
لاروشفوکو آینهای در برابر انسان میگیرد؛ اما آینهای که فقط ظاهر را نشان نمیدهد. او از ما میپرسد پشت سخاوت، چه چیزی قرار دارد؟ پشت عشق، چه چیزی؟ پشت خشم؟ پشت بخشش؟ پشت اخلاقگرایی؟ پشت میل به موفقیت؟ و حتی پشت میل ما به اینکه “آدم خوبی باشیم”؟
ممکن است بعضی پاسخها خوشایند نباشند. اما شاید ارزش تأملات دقیقاً در همین باشد. شناخت خود همیشه به معنای پیدا کردن تصویر زیباتر از خود نیست. گاهی به معنای دیدن تصویر پیچیدهتر است.
لاروشفوکو بیش از سه قرن پیش این کار را با جملههایی کوتاه انجام داد؛ جملههایی که هنوز میتوانند ما را وادار کنند پیش از قضاوت دیگران، لحظهای درباره خودمان فکر کنیم. و شاید بهترین شیوه خواندن او همین باشد: نه با این پرسش که
“لاروشفوکو درباره انسان چه میگوید؟”
بلکه با این پرسش که:
“اگر بخشی از آنچه او میگوید درباره من هم صادق باشد، چه چیزی درباره خودم خواهم دید؟”
منابع
Blank, A. (2022). The morality of self-acceptance: La Rochefoucauld and the Augustinian challenge. International Journal of Philosophy and Theology, 83(2), 131–149.
Fan, J. (2024). Psychology as a first principle? Self-love and the will to power in La Rochefoucauld and Nietzsche. The European Legacy, 29(1), 51–69.
La Rochefoucauld, F. de. (1665/1678). Réflexions ou sentences et maximes morales. متن نسخههای تاریخی و چاپ ۱۶۷۸.
Moriarty, M. (2006). La Rochefoucauld on interest and self-love. In Fallen Nature, Fallen Selves: Early Modern French Thought II (pp. 225–248). Oxford University Press.
Moriarty, M. (2011). La Rochefoucauld: The reduction of the virtues. In Disguised Vices: Theories of Virtue in Early Modern French Thought (pp. 317–341). Oxford University Press.
لاروشفوکو، فرانسوا دو، (1404) تأملات. ترجمه سعید عربلوی مقدم، با مقدمه و ویراسته مصطفی ملکیان، تهران: نیکمان.
نظراات کاربران
نوشتههای تازه
- روانشناسی اخلاق؛ مطالعه ذهن و رفتار اخلاقی انسان
- لاروشفوکو؛ کاوشگر انگیزههای پنهان انسان
- آموزش انعطافپذیری روانشناختی به کودکان ۶ تا ۱۴ سال؛ چگونه کودکی گشوده به تغییر و استوار بر ارزشها پرورش دهیم؟
- وقتی کودک همکاری نمیکند؛ چگونه با کودکی که در همکاری مشکل دارد برخورد کنیم؟
- با احساس تحقیرشدگی کودک چه کنیم؟
-
مجموعه کتابهای زندگی خوب (16 جلد)
4,460,000تومانقیمت اصلی: 4,460,000تومان بود.3,568,000تومانقیمت فعلی: 3,568,000تومان. -
کتاب «من شبیه خودم هستم» - خودآگاهی و خودشناسی
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «مرنج و مرنجان» - بخشایش و صلح
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «من میاندیشم» - حقیقتطلبی و تفکر
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «من و این همه آدم» - ارتباط مؤثر، دوستی و گفتوگو
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان.