چگونه با کودکی که در تنظیم خشم مشکل دارد برخورد کنیم؟
رده سنی: کودکان ۳ تا ۱۲ سال | مناسب برای والدین، مربیان و معلمان
همه کودکان عصبانی میشوند. کودکی که باید بازی مورد علاقهاش را متوقف کند، کودکی که در بازی شکست خورده، کودکی که خواستهاش پذیرفته نشده یا کودکی که احساس میکند با او ناعادلانه رفتار شده است، ممکن است خشمگین شود. بنابراین خودِ خشم، نشانه مشکل نیست. خشم یکی از هیجانهای طبیعی انسان است.
مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کودک در مدیریت این هیجان با دشواری زیادی روبهرو باشد؛ برای مثال، مرتباً با شدت زیاد منفجر شود، نتواند پس از ناراحتی آرام شود، در هنگام خشم به دیگران آسیب بزند یا رفتارهای پرخاشگرانه او روابطش با خانواده و دوستان را مختل کند.
در چنین شرایطی، یکی از اولین اشتباهها این است که به کودک برچسب بزنیم: «تو عصبانی هستی»، «تو اصلاً کنترل نداری» یا «تو بچه پرخاشگری هستی». این جملهها مسئله را دقیق توضیح نمیدهند. کودک ممکن است هنوز مهارتهای لازم برای تنظیم هیجان را به اندازه کافی نیاموخته باشد.
به همین دلیل، سؤال مناسبتر این نیست که:
«چطور جلوی خشم کودک را بگیریم؟»
بلکه بهتر است بپرسیم:
«چطور به کودک کمک کنیم خشمش را بشناسد، شدت آن را تشخیص دهد و یاد بگیرد با آن به شیوهای مناسب رفتار کند؟»
پژوهشهای جدید، تنظیم هیجان را فرایندی قابل رشد و قابل آموزش میدانند. یک فراتحلیل از ۴۰ مداخله با ۳۸۹۱ کودک و نوجوان نشان داد مداخلات روانشناختی در مجموع اثر کوچک تا متوسطی بر بهبود تنظیم هیجان دارند؛ در این پژوهش، برخی رویکردها از جمله درمان شناختی ـ رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، رفتاردرمانی دیالکتیکی و آموزش رفتاری والدین نتایج امیدوارکنندهای نشان دادند (Espenes et al., 2024/2025).
بنابراین، اگر کودکی در تنظیم خشم مشکل دارد، لزوماً با یک «ویژگی شخصیتی ثابت» روبهرو نیستیم؛ میتوان به او مهارتهای تازهای آموخت.
خشم با پرخاشگری یکی نیست
اولین نکتهای که باید به کودک و والدین آموزش داده شود، تفاوت میان هیجان و رفتار است.
خشم یک هیجان است.
پرخاشگری یک رفتار است.
کودک ممکن است بسیار عصبانی باشد، اما به کسی آسیب نزند. همچنین ممکن است رفتار نامناسبی انجام دهد، اما نتواند دقیقاً توضیح دهد که چه احساسی داشته است.
بنابراین، بهتر است به کودک نگوییم:
«نباید عصبانی شوی.»
پیام دقیقتر این است:
«عصبانی شدن اشکالی ندارد؛ اما آسیب زدن به دیگران قابل قبول نیست.»
برای مثال، اگر کودک از خواهرش عصبانی شده و او را هل داده است، میتوان گفت:
«میفهمم خیلی عصبانی شدی. عصبانی بودن اشکالی ندارد؛ اما هل دادن ممنوع است. بیا ببینیم دفعه بعد وقتی اینقدر عصبانی شدی چه کار دیگری میتوانی بکنی.»
این شیوه دو پیام را همزمان منتقل میکند: احساس کودک دیده میشود، اما برای رفتار او مرز وجود دارد.
این تمایز از نظر تربیتی بسیار مهم است، زیرا هدف آموزش هیجان حذف خشم نیست؛ هدف این است که کودک یاد بگیرد احساس خود را تجربه کند بدون اینکه مجبور باشد هر تکانهای را به رفتار تبدیل کند.
چرا بعضی کودکان خشم خود را سختتر تنظیم میکنند؟
پاسخ سادهای برای این سؤال وجود ندارد.
توانایی تنظیم هیجان تحت تأثیر مجموعهای از عوامل شکل میگیرد: ویژگیهای خلقی کودک، رشد شناختی و زبانی، تجربههای خانوادگی، روابط با والدین، شرایط محیطی، فشارهای روزمره و در برخی کودکان، مشکلات روانشناختی یا رشدی.
به همین دلیل، نباید هر کودک عصبانی را دارای یک مشکل روانشناختی فرض کرد.
از طرف دیگر، نباید همه چیز را هم به «لجبازی» یا «بد بودن کودک» نسبت داد.
پژوهشهای مربوط به اجتماعیسازی هیجان نشان میدهند که والدین و محیط خانواده در رشد تنظیم هیجان نقش دارند. نحوه واکنش والد به هیجان کودک، گفتوگو درباره احساسات، شیوه ابراز هیجان والد و فضای هیجانی خانواده، همگی میتوانند در این فرایند اهمیت داشته باشند (Eisenberg et al., 1998; De Raeymaecker & Dhar, 2022).
این رابطه البته یکطرفه نیست. کودک نیز بر والد تأثیر میگذارد. کودکی که مرتباً طغیانهای شدید دارد ممکن است والد را خسته و تحریکپذیر کند و والدِ خسته نیز ممکن است واکنش شدیدتری نشان دهد. به این ترتیب، چرخهای شکل میگیرد که در آن خشم کودک و واکنش والد میتوانند یکدیگر را تشدید کنند.
بنابراین، گاهی برای کمک به کودک، لازم است والد نیز به شیوه واکنش خودش توجه کند.
وقتی کودک عصبانی است، اول چه کار کنیم؟
در اوج خشم، معمولاً زمان مناسبی برای آموزش طولانی، نصیحت یا استدلال پیچیده نیست.
وقتی شدت هیجان بالاست، نخستین هدف باید کاهش تنش و حفظ امنیت باشد.
۱. خودمان آرام بمانیم
این کار آسان نیست؛ مخصوصاً وقتی کودک فریاد میزند، گریه میکند یا رفتار پرخاشگرانه دارد.
اما اگر والد هم با صدای بلند فریاد بزند:
«ساکت شو! چند بار باید بهت بگم؟!»
احتمالاً موقعیت آرامتر نمیشود.
آرام ماندن به معنای بیقانونی یا تسلیم شدن نیست. والد میتواند همزمان آرام و قاطع باشد:
«میدونم عصبانی هستی. من اجازه نمیدم کسی آسیب ببینه.»
یا:
«میبینم خیلی عصبانی شدی. اول آرومتر میشیم، بعد دربارهاش حرف میزنیم.»
پژوهشهای مربوط به والدگری و تنظیم هیجان نیز نشان میدهند توانایی والد در تنظیم هیجان خودش، همراه با نحوه واکنش او به هیجان کودک، بخشی از فرایند اجتماعیسازی هیجان است (Zitzmann et al., 2024).
۲. در لحظه خشم، کوتاه صحبت کنیم
وقتی کودک در اوج خشم است، یک سخنرانی پنجدقیقهای احتمالاً کمکی نمیکند.
به جای توضیح طولانی میتوان گفت:
«میدونم عصبانی هستی.»
«زدن ممنوعه.»
«الان کمی فاصله میگیریم.»
«بعداً دربارهاش حرف میزنیم.»
آموزش اصلی را بهتر است پس از پایین آمدن شدت هیجان انجام دهیم.
۳. اگر خطر آسیب وجود دارد، اول امنیت را حفظ کنیم
اگر کودک در هنگام خشم به دیگران حمله میکند یا وسایلی را به سمت افراد پرتاب میکند، اولویت با حفظ امنیت کودک و دیگران است.
در چنین شرایطی، بحث کردن درباره اینکه «چه کسی مقصر است» فایدهای ندارد. باید تا حد امکان موقعیت را آرام و از افراد دیگر فاصله داد و پس از فروکش کردن بحران درباره اتفاق صحبت کرد.
اگر این وضعیت مرتباً تکرار میشود یا شدت آن زیاد است، کمک گرفتن از متخصص کودک میتواند ضروری باشد.
بعد از آرام شدن کودک چه کنیم؟
وقتی کودک آرامتر شد، میتوان اتفاق را مرور کرد.
نه برای سرزنش؛ برای یادگیری.
مثلاً:
«چه اتفاقی افتاد؟»
«اول چه احساسی پیدا کردی؟»
«چه چیزی باعث شد عصبانیتر بشی؟»
«بدنت چه علامتی بهت داد؟»
«بعد چه کاری انجام دادی؟»
«دفعه بعد چه کار دیگری میتوانی انجام بدهی؟»
این گفتوگو به کودک کمک میکند به تدریج بین موقعیت، احساس، فکر و رفتار ارتباط برقرار کند.
مثلاً ممکن است کودک متوجه شود:
«وقتی دوستم گفت نمیذاره من بازی کنم، اول ناراحت شدم. بعد فکر کردم عمداً میخواد منو اذیت کنه. بعد خیلی عصبانی شدم و هلش دادم.»
این آگاهی، نقطه شروع مهمی برای تغییر است.
به کودک کمک کنیم نشانههای اولیه خشم را بشناسد
کودک معمولاً یکباره از آرامش کامل به خشم شدید نمیرسد. اغلب نشانههایی پیش از اوج خشم ظاهر میشوند.
ممکن است کودک متوجه شود:
- بدنش سفت میشود.
- صدایش بلندتر میشود.
- صورتش داغ میشود.
- قلبش تندتر میزند.
- دلش میخواهد فوراً جواب بدهد.
- فکر میکند «دیگه نمیتونم تحمل کنم».
- دوست دارد چیزی را پرت کند یا از موقعیت فرار کند.
از کودک بپرسید:
«وقتی تازه عصبانی میشی، بدنت چه تغییری میکنه؟»
میتوان شدت خشم را نیز با یک مقیاس ساده بررسی کرد:
۰: کاملاً آرام
۳: کمی ناراحت
۵: عصبانی
۷: خیلی عصبانی
۱۰: خشم بسیار شدید
این تمرین به کودک کمک میکند بفهمد خشم یک وضعیت صفر و یک نیست؛ شدت آن تغییر میکند و ممکن است پیش از رسیدن به اوج، فرصت مداخله وجود داشته باشد.
به جای «آرام باش»، مهارت مشخص آموزش بدهیم
گفتن «آرام باش» به کودک مهارتی نمیآموزد.
کودک باید بداند وقتی عصبانی است چه کاری میتواند انجام دهد.
بسته به سن کودک میتوان راهبردهای مختلفی را تمرین کرد:
- چند لحظه از موقعیت فاصله بگیرد.
- از بزرگسال کمک بخواهد.
- احساس خود را با کلمات بیان کند.
- چند نفس آرام بکشد.
- برای مدتی در یک فضای آرام بماند.
- آب بنوشد.
- نقاشی کند یا درباره احساسش بنویسد.
- بعد از آرام شدن درباره مسئله صحبت کند.
- اگر امکان دارد، راهحل دیگری برای مسئله پیدا کند.
اما نکته بسیار مهم این است که این مهارتها باید در زمان آرامش تمرین شوند.
اگر کودک فقط هنگام انفجار خشم با این روشها آشنا شود، احتمال اینکه بتواند فوراً از آنها استفاده کند، کمتر است.
والد میتواند در زمان آرامش نقش بازی کند:
«فرض کنیم من اسباببازی تو رو برداشتم و تو خیلی عصبانی شدی. بیا تمرین کنیم چه کار میکنی.»
کودک میتواند چند راهحل را امتحان کند و بهترین گزینه را پیدا کند.
محرکهای خشم کودک را پیدا کنیم
گاهی چیزی که والد آن را «بیدلیل عصبانی شدن» مینامد، در واقع الگویی دارد.
برای چند روز میتوان اتفاقهای مربوط به خشم را یادداشت کرد:
چه اتفاقی افتاد؟
کودک چه زمانی عصبانی شد؟
چه کسی حضور داشت؟
کودک چه میخواست؟
شدت خشم چقدر بود؟
والد چه واکنشی نشان داد؟
در نهایت چه اتفاقی افتاد؟
ممکن است بعد از مدتی الگو آشکار شود.
مثلاً کودک همیشه وقتی بازی دیجیتال تمام میشود عصبانی میشود.
یا هنگام انجام تکالیف.
یا زمانی که باید از خانه بیرون بروند.
یا وقتی خواهر یا برادر کوچکتر وسایلش را لمس میکند.
در این صورت، مسئله فقط «کنترل خشم» نیست. باید خود موقعیت نیز اصلاح شود.
پیشگیری، بخشی از مدیریت خشم است
اگر میدانیم یک موقعیت معمولاً برای کودک دشوار است، میتوانیم پیش از وقوع آن آمادهاش کنیم.
مثلاً اگر کودک هنگام پایان بازی عصبانی میشود، به جای اینکه ناگهان بگوییم:
«تمام شد، بیا.»
میتوان گفت:
«پنج دقیقه دیگه بازی تموم میشه.»
بعد:
«دو دقیقه دیگه باید جمع کنیم.»
و در پایان:
«وقت بازی تموم شد. حالا انتخاب کن اول اسباببازیها رو جمع میکنی یا اول آب میخوری.»
این روش همیشه مانع خشم نمیشود، اما به کودک فرصت بیشتری برای آماده شدن در برابر تغییر میدهد.
به طور کلی، داشتن روالهای نسبتاً قابل پیشبینی و توجه به نیازهای اساسی کودک مانند خواب، استراحت و فرصت بازی نیز میتواند بخشی از مدیریت موقعیتهای دشوار باشد.
احساس کودک را تأیید کنیم، اما با برداشت او الزاماً موافق نباشیم
تأیید احساس به معنای تأیید همه برداشتهای کودک نیست.
مثلاً کودک ممکن است بگوید:
«معلم من از من متنفره!»
والد میتواند بگوید:
«میفهمم کاری که امروز اتفاق افتاد باعث شد خیلی ناراحت بشی.»
اما لازم نیست اضافه کند:
«بله، معلمت واقعاً از تو بدش میاد.»
این دو موضوع متفاوتاند.
میتوان احساس کودک را جدی گرفت و همزمان درباره تفسیر او از واقعیت با احتیاط صحبت کرد:
«میفهمم چرا اینطور احساس کردی. بیا ببینیم دقیقاً چه اتفاقی افتاد.»
این مهارت به کودک کمک میکند میان احساس، فکر و واقعیت بیرونی تفاوت بگذارد.
وقتی کودک آرام شد، درباره جبران صحبت کنیم
اگر کودک هنگام خشم رفتار نامناسبی انجام داده است، بهتر است بعد از آرام شدن درباره مسئولیت رفتار خود صحبت کند.
مثلاً اگر کودکی خواهرش را هل داده، میتوان گفت:
«تو خیلی عصبانی بودی و میفهمم که شرایط برات سخت بود. اما هل دادن کار درستی نبود. حالا چه کاری میتونی بکنی که این اتفاق رو جبران کنی؟»
ممکن است لازم باشد عذرخواهی کند، وسیلهای را که پرت کرده جمع کند یا برای حل مسئله با طرف مقابل گفتوگو کند.
اما بهتر است رفتار کودک را به شخصیت او تبدیل نکنیم.
به جای:
«تو بچه بدی هستی.»
بگوییم:
«کاری که انجام دادی مناسب نبود.»
این تفاوت ظاهراً کوچک است، اما پیام بسیار متفاوتی دارد.
در جمله اول، مشکل به هویت کودک نسبت داده میشود؛ در جمله دوم، رفتار مشخصی که باید تغییر کند مورد توجه قرار میگیرد.
آیا باید کودک را تنبیه کرد؟
کودک به قانون و پیامد نیاز دارد، اما تنبیه خشمآلود و تحقیرکننده جای آموزش تنظیم هیجان را نمیگیرد.
هدف این نیست که کودک فقط از ترس مجازات، برای مدتی رفتار خود را متوقف کند. هدف این است که در طول زمان یاد بگیرد وقتی عصبانی است چه گزینههایی دارد.
شواهد مداخلاتی نیز نشان میدهند که مهارتهای تنظیم هیجان قابل آموزشاند. فراتحلیل Espenes و همکاران، که ۴۰ مداخله را بررسی کرد، اثر کوچک تا متوسطی بر تنظیم هیجان گزارش کرد و نشان داد برخی مداخلات مبتنی بر CBT، ACT، DBT و آموزش رفتاری والدین میتوانند مؤثر باشند (Espenes et al., 2024/2025).
بنابراین، به جای اینکه فقط بگوییم:
«اگر دوباره این کار رو بکنی، تنبیهت میکنم.»
بهتر است قانون و پیامد روشن باشد:
«من اجازه نمیدم کسی زده بشه. اگر عصبانی هستی، میتونی از من کمک بخوای یا از موقعیت فاصله بگیری.»
مرز روشن، همراه با آموزش مهارت، معمولاً از سرزنش و تهدید سازندهتر است.
والد هم باید خشم خودش را مدیریت کند
گاهی والد میگوید:
«بچه من اصلاً کنترل خشم نداره.»
اما وقتی درباره موقعیت دقیق صحبت میکنیم، میبینیم هر دو طرف وارد چرخهای شدهاند:
کودک عصبانی میشود → والد عصبانی میشود → والد صدایش را بالا میبرد → کودک بیشتر تحریک میشود → والد کنترل بیشتری از دست میدهد → بحران شدیدتر میشود.
به همین دلیل، یکی از مهمترین مهارتهای والد این است که بتواند در برابر خشم کودک، تا حد امکان واکنش خود را مدیریت کند.
این به معنای بیتفاوتی نیست.
والد میتواند بگوید:
«من هم عصبانی هستم. چند دقیقه صبر میکنم تا بتوانم درست صحبت کنم.»
این جمله خودش یک آموزش عملی است.
مرورهای پژوهشی درباره اجتماعیسازی هیجان نشان میدهند که ظرفیت تنظیم هیجان والد و شیوه واکنش او به احساسات کودک از عوامل مهم این فرایند هستند (De Raeymaecker & Dhar, 2022; Zitzmann et al., 2024).
چه زمانی خشم کودک نیاز به ارزیابی تخصصی دارد؟
هر کودک عصبانی نیازمند مراجعه به روانشناس نیست.
اما اگر خشم و طغیانهای هیجانی:
- بسیار مکرر باشند؛
- شدت زیادی داشته باشند؛
- نسبت به سن و موقعیت کودک نامتناسب به نظر برسند؛
- در خانه، مدرسه و روابط اجتماعی مشکل ایجاد کنند؛
- به دیگران یا خود کودک آسیب برسانند؛
- با افت قابل توجه عملکرد تحصیلی یا اجتماعی همراه شوند؛
- یا به مرور شدیدتر و کنترلناپذیرتر شوند،
بهتر است خانواده از روانشناس کودک یا متخصص سلامت روان کودک کمک بگیرد.
همچنین اگر تغییر رفتاری شدید و ناگهانی ایجاد شده است، نباید فقط بر «کنترل خشم» تمرکز کرد. بهتر است شرایط کلی کودک، روابط خانوادگی، مدرسه، فشارهای محیطی و وضعیت روانشناختی او نیز بررسی شود.
پژوهشهای بالینی نشان میدهند «بیتنظیمی هیجانی» و طغیانهای هیجانی میتوانند در مشکلات و اختلالات مختلف دیده شوند و به همین دلیل، یک رفتار بهتنهایی برای تشخیص یک اختلال کافی نیست (Sorter et al., 2022). همچنین گزارش کارگروه آکادمی روانپزشکی کودک و نوجوان آمریکا بر ضرورت تعریف و ارزیابی دقیق طغیانهای هیجانی مختلکننده تأکید کرده است (Althoff et al., 2024).
پنج جمله مفید برای زمانی که کودک عصبانی است
«میبینم خیلی عصبانی شدی.»
احساس کودک را به رسمیت میشناسیم.
«عصبانی شدن اشکالی نداره؛ اما زدن ممنوعه.»
احساس و رفتار را از هم جدا میکنیم.
«الان اول کمک میکنیم آرومتر بشی.»
حل مسئله را به زمان مناسبتری موکول میکنیم.
«بعداً درباره اتفاقی که افتاد حرف میزنیم.»
به کودک نشان میدهیم مسئله نادیده گرفته نمیشود.
«دفعه بعد، چه کار دیگهای میتونی انجام بدی؟»
به جای سرزنش، ذهن کودک را به سمت یادگیری مهارت جدید میبریم.
پنج واکنش که بهتر است کمتر استفاده کنیم
«بس کن! عصبانی نباش.»
احساس را حذف نمیکند و به کودک مهارت تازهای نمیدهد.
«تو همیشه همینطوری هستی.»
رفتار را به هویت کودک تبدیل میکند.
«چه بچه بدی هستی!»
به جای اصلاح رفتار، احساس شرم ایجاد میکند.
سخنرانی طولانی در اوج خشم
وقتی هیجان شدید است، کودک معمولاً ظرفیت محدودی برای پردازش توضیحات طولانی دارد.
تسلیم شدن در برابر هر خواستهای
اگر هر بار کودک با انفجار خشم به خواسته خود برسد، ممکن است ناخواسته یاد بگیرد که خشم شدید راه مؤثری برای رسیدن به هدف است.
هدف، کودکی نیست که هرگز عصبانی نشود
شاید مهمترین نکته همین باشد.
هدف تربیت هیجانی این نیست که کودک را به انسانی تبدیل کنیم که هیچوقت عصبانی نمیشود.
چنین انسانی وجود ندارد.
هدف این است که کودک به تدریج بتواند:
خشم خود را تشخیص دهد؛
برای آن نام بگذارد؛
نشانههای اولیه آن را بشناسد؛
شدت آن را تشخیص دهد؛
بین احساس و رفتار تفاوت بگذارد؛
برای لحظات دشوار چند راهبرد داشته باشد؛
و در نهایت، حتی زمانی که خشم شدیدی را تجربه میکند، بتواند انتخابهای بیشتری پیش روی خود ببیند.
این مسیر تدریجی است.
کودک ممکن است امروز مهارتی را یاد بگیرد و فردا، در یک موقعیت بسیار دشوار، دوباره نتواند از آن استفاده کند. این الزاماً به معنای شکست آموزش نیست. تنظیم هیجان یک مهارت رشدی است و توانایی استفاده از آن با افزایش سن و تجربه تغییر میکند.
شواهد پژوهشی نیز نشان میدهند که مداخلات روانشناختی میتوانند تنظیم هیجان را بهبود دهند، هرچند اثر آنها مطلق نیست و میزان تأثیر به نوع مداخله، ویژگیهای کودک و زمینه زندگی او بستگی دارد (Espenes et al., 2024/2025; Saccaro et al., 2024).
بنابراین بهتر است به جای اینکه به کودک بگوییم:
«تو اصلاً کنترل خشم نداری.»
پیام دیگری بدهیم:
«میدونم عصبانی شدن برات سخته. با هم یاد میگیریم وقتی عصبانی میشی چه کارهایی میتونی انجام بدی.»
این تغییر از یک برچسب به یک مهارت، شاید یکی از مهمترین تغییرات در نگاه ما به خشم کودکان باشد.
منابع
Althoff, R. R., et al. (2024). Research agenda in childhood impairing emotional outbursts: A report of the AACAP Presidential Taskforce on Emotional Dysregulation. JAACAP Open, 3(1), 147–155. https://doi.org/10.1016/j.jaacop.2024.08.001
De Raeymaecker, K., & Dhar, M. (2022). The influence of parents on emotion regulation in middle childhood: A systematic review. Children, 9(8), 1200. https://doi.org/10.3390/children9081200
Eisenberg, N., Cumberland, A., & Spinrad, T. L. (1998). Parental socialization of emotion. Psychological Inquiry, 9(4), 241–273. https://doi.org/10.1207/s15327965pli0904_1
Espenes, K., Tørmoen, A. J., Rognstad, K., Nilsen, K. H., Waaler, P. M., Wentzel-Larsen, T., & Kjøbli, J. (2024). Effect of psychosocial interventions on children and youth emotion regulation: A meta-analysis. Administration and Policy in Mental Health and Mental Health Services Research. Advance online publication. https://doi.org/10.1007/s10488-024-01373-3
Saccaro, L. F., et al. (2024). Interventions targeting emotion regulation: A systematic umbrella review. Journal of Psychiatric Research, 174, 263–274. https://doi.org/10.1016/j.jpsychires.2024.04.025
Sorter, M., Chua, J., Lamy, M., Barzman, D., Ryes, L., & Shekhtman, J. A. (2022). Management of emotion dysregulation and outbursts in children and adolescents. Current Psychiatry Reports, 24, 213–226. https://doi.org/10.1007/s11920-022-01325-4
Zitzmann, J., Rombold-George, L., Rosenbach, C., & Renneberg, B. (2024). Emotion regulation, parenting, and psychopathology: A systematic review. Clinical Child and Family Psychology Review, 27, 1–22. https://doi.org/10.1007/s10567-023-00452-5
نظراات کاربران
نوشتههای تازه
- روانشناسی اخلاق؛ مطالعه ذهن و رفتار اخلاقی انسان
- لاروشفوکو؛ کاوشگر انگیزههای پنهان انسان
- آموزش انعطافپذیری روانشناختی به کودکان ۶ تا ۱۴ سال؛ چگونه کودکی گشوده به تغییر و استوار بر ارزشها پرورش دهیم؟
- وقتی کودک همکاری نمیکند؛ چگونه با کودکی که در همکاری مشکل دارد برخورد کنیم؟
- با احساس تحقیرشدگی کودک چه کنیم؟
-
مجموعه کتابهای زندگی خوب (16 جلد)
4,460,000تومانقیمت اصلی: 4,460,000تومان بود.3,568,000تومانقیمت فعلی: 3,568,000تومان. -
کتاب «من شبیه خودم هستم» - خودآگاهی و خودشناسی
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «مرنج و مرنجان» - بخشایش و صلح
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «من میاندیشم» - حقیقتطلبی و تفکر
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان. -
کتاب «من و این همه آدم» - ارتباط مؤثر، دوستی و گفتوگو
280,000تومانقیمت اصلی: 280,000تومان بود.224,000تومانقیمت فعلی: 224,000تومان.